شب کوک

یادداشت تحلیلی 500 کلمه ای

پیش یادداشت تحلیلی: سلسه یادداشتهای تحلیلی من موجب خلق یک شبه فیلمنامه مستند شد از حواشی همشهری جوان.

پلان اول:

مکان: تحریریه مجله

زمان : اوایل یکی از شبهای تابستان

( همه نشسته اند دور یک میز بزرگ و به مناسبت تولد علی به پژوه قرار است سر میارک ایشان را در ماست فرو کنند و بعدش رو بوسی کنند و چیپس و ماست بخورند).همه خندان و سر حال هستند . حاجی پروانه روی میز میکوبد و تا دوربین را می بیند رو به آن دیالوگش را می گوید: نگیر! ( در چنین شور و شعفی)خود به پژوه در تاریک ترین گوشه تحریریه نشسته و توجهی به دیگران ندارد.مجید توکلی که پشت دوربین است و این مستند را می سازد با صدای خودش(نریشن) توضیح می دهد: به پژوه انسان بسیار هنرمندی است . خیلی از این هنرمندان بزرگوار در زمان حیاتشان خلوت و انزوایشان را به هر چیزی ترجیح می دهند.

 

پلان دوم:

مکان: ساختمان آی تک

زمان:پنج شنبه صبح اول وقت

باز هم همه شاداب و سر حال هستند و با دست به سمت دوربین علامت پیروزی نشان می دهند( دست را مشت کرده و سپس انگشت سبابه و میانه را بالا می گیرند) که ناگهان از منابع غیر رسمی خبرهایی منتشر می شود و همه افتان و خیزان میشوند..(دوربین روی دست تکانهای شدیدی می خورد و صورتهای هراسان را نشان میدهد و بیننده هنوز نمی داند چه خبر شده . دوربین مکث میکند و) توکلی از پشت دوربین سوال می کندآقا چه خبر شده؟ طرف با عصبانیت جواب می دهد: به هم ریختگی فکری میدانی یعنی چه برادر؟ اصلا این چه سوالی است که می پرسی ؟ یعنی باور کنم منظور شما از این سوال چیز دیگری نبوده؟

-توکلی:نه آقا! منظوری نداشتم. فقط میخواستم ببینم چه خبر است!!!

بارنجی: فعلا که به صورت غیر رسمی گفته اند تعطیل کنیم. ما هم قرار است 30 -40 نفر از بچه ها را به صورت مخفیانه بفرستیم تحقیق تا عاملان را شناسایی کنند.اونوقت اگر مطمئن شدیم و به صورت رسمی تعطیلیمان اعلام شد .ما هم با آنها وارد جنگ می شویم.خیلی کیف میدهد به جان شما.

 

پلان سوم:

(فلش فوروارد  به یک جلسه توجیهی برای اعضای تحریریه در همان محل)

 احسان رضایی رو به همه ایستاده و با صدای بلند فریاد میزند:نمیدونم شما مغزتون کجا رفته.این مشکلات نباید با شما بازی کنه..من نمیدونم شما ها حواستون موقع نوشتن مطلب کجاست.(در همین حال با مشت به دیوار پشت سرش می کوبد)   این پسره (گلزار)سوسول این(بییییب ) رو گذاشته تو جیبش.مصاحبش رو نمیتونین چاپ کنین. من اگه بودم یه جوری مصاحبه می کردم که دیگه نتونه از جاش بلند بشه. شماها فقط بلدین حرف بزنین . باید ثابت کنین. این هفته 40 ملیون نسخه از مجله رو بفروشین. اونوقت شما بهترین  هستین.

 

پلان چهارم:

 (دوباره فلش فوروارد به7 روز بعد از خبرهای منابع غیر رسمی) همه می خندند و آلبوم سپیده در تحریریه پخش میشود.حداد عادل توضیح می دهد که منابع رسمی خبر را تکذیب کرده اند در همین لحظه شجریان می خواند." زمانه قرعه نو میزند به نام شما" .

+   ناصریا ; ٤:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۸/۳٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir